.jpg)
در یادداشتی نظر دوستان را در مورد توسعه یافتگی در ایران جویا شدم.لطفاً قبل از مطالعه یاددشت فعلی آن مطلب را مرور فرمایید. برخی از دوستان راضی نشدند نظرشان را بنویسند و به صورت شفاهی به یک موضوع مشترک اشاره کردند.آن موضوع مشترک حکومت بود.به همین دلیل از دوستان خواستم صرفاً به موضوع توسعه اقتصادی بپردازند و با این فرض که حکومت جمهوری اسلامی و همین قانون اساسی سالیان سال در ایران حاکم خواهد بود به سوال پاسخ دهید.با این فرض که فقط دو گروه عمده اصلاح طلبان یا اصولگرایان امکان حضور در حکومت جمهوری اسلامی را دارند نظر خود را بنویسید و بفرمایید با این شرایط نظر شما در موانع توسعه یافتگی در ایران چیست؟منظورم از ایجاد این فرض این است که وارد مباحث سیاسی جاری کشور نشویم.با همین شرایط اگر همه مدافعان و مخالفان جمهوری اسلامی بخواهند از یک نکته مشترک حمایت کنند از چه چیزی باید بنویسیم و بگوییم و بحث کنیم؟ با لحاظ نمودن شرایط فوق و به جهت عدم پراکندگی بحث قصد دارم به موضوع مشهوری اشاره نمایم.من معتقدم بزرگترین مشکل اقتصاد ایران اندازه دولت است.منظور از دولت صرفاً قوه مقننه نیست بلکه منظور حاکمیت است. جمله ذیل منتسب به توماس جفرسون (1826-1743 ) سومین رییس جمهور (1809–1801) آمریکاست: "That government is best which governs least"
به یاد دارم در اولین ترم و اولین کلاسهای اصول مدیریت در دوره کارشناسی بحثی پیش آمد و استاد روی تابلو نوشت:
بهترین دولت کوچکترین دولت است.
دولت بزرگ نه تنها توسعه فرهنگی و سیاسی را کند میکند بزرگترین ضربات را به توسعه اقتصادی وارد خواهد نمود.امروزه کارشناسان توسعه اقتصادی و پژوهشگران توسعه با اطمینان میگویند که دولت فقط و فقط بایستی در حوزه های وارد فعالیت اجرایی بشود که چاره ای به جز حضور دولت نیست.حضور دولت (حاکمیت) درهر فعالیتی که بخش غیر دولتی توان انجام آن به شکل صحیح را دارد برای توسعه مضر است.
من به موضوع جدیدی اشاره نکرده ام.حداقل بیست سال است که در ایران بسیاری از مدیران کشور و حتی مقامات ارشد حاکمیت به نتیجه رسیده اند که ریشه بیماریهای اقتصاد ایران را یافته اند و باید قبل از هر چیز مشکل بزرگ بودن اندازه دولت را درمان نمایند.پایان نامه های دانشگاهی بارها و بارها بر این موضوع تحقیق کرده اند و مقالات مختلف نوشته شده و سخنرانی های فراوان بر کاهش حجم دخالت دولت در اقتصاد ایران تاکید نموده اند.اما نه تنها نتیجه مثبتی عاید نشده کار به اینجا رسیده است که شایعه میگردد سهام شرکت مخابرات از دست دولت درآمده است و به به یک شرکت متعلق به حاکمیت فروخته شده است و جالب اینجاست شرکت خریدار اعلام میکند که این شرکت متعلق به به ارگان مذکور نیست و نمایندگان مجلس و بسیاری از ارگانهای وابسته به حکومت هنوز انتقاد میکنند که چرا شرکت مخابرات از دولت به آن شرکت واگذار میگردد.این موضوع نشان می دهد که سالها شعار کاهش حجم دولت(حاکمیت) در اقتصاد نتیجه عکس داشته است.
از این بحث بگذریم.
اندازه دولت یک متغیر کیفی است.برای انجام تحقیقات اقتصادی و بررسی اثر اندازه دولت در رشد اقتصادی از چه متغیر کمی برای سنجش این متغیر کیفی استفاده میگردد؟به عبارت دیگر در مطالعات اقتصادی چه معیاری برای سنجش اندازه دولت ها استفاده میگردد؟
معمولاً از نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص داخلی به عنوان معیاری برای مقایسه اندازه دولت کشورها استفاده میگردد.
من از اطلاعات بانک جهانی استفده کرده ام اما نتیجه درستی از این موضوع نگرفتم و به نظر میرسد استفاده از این معیار نتیجه مناسبی نداشت.جدول ذیل را مشاهده بفرمایید:
درصد مخارج دولت به تولید ناخالص داخلی تعدادی از کشورها(میانگین سالهای 1987 تا 2005)
| ایران | امارات | بریتانیا | آمریکا | مالزی | استرالیا | ترکیه | نروژ | پاکستان | عربستان |
| 15 | 16 | 20 | 16 | 12 | 18 | 13 | 21 | 11 | 26 |
به این فکر میکردم با اینکه این شاخص در بسیاری از مطالعات اقتصادی استفاده میگردد چرا در این نمونه ده کشوری که میانگین مخارج دولت نسبت به تولید ناخالص داخلی طی سالهای 2005-1987 استفاده گردیده است این معیاری ظاهراً تطابق ندارد.برای مثال این نسبت برای کشور ایران با اقتصادی شدیداً دولت و آمریکا با اقتصادی کاملاً لیبرال برابر است!
همچنین اگر علاقه مندید اطلاعات بیشتری در مورد سنجش اندازه دولت داشته باشید از این لینک استفاده کنید.