صفحات

وبلاگ اقتصادی - اجتماعی

۱۳۸۷ دی ۶, جمعه

پوشش اسلامی


امجد(پاکستانی) را قبلاٌ در یادداشتی معرفی کرده ام.او و همسایه های سودانی ما(که همگی دانشجوی فوق لیسانس یا دکترا هستند) معتقدند غیر مسلمانان قطعاٌ جهنمی خواهند بود.امجد معتقد است حتی ادیسون هم اگر انسان خوبی بوده باشد به دلیل غیر مسلمان بودن جهنمی است.

در مجتمع مسکونی ما نمازخانه ای است که بوسیله این افراد پنج وعده ندای اذان از آن سر داده می شود.پنج وعده نماز خود را به جماعت می خوانند.امروز از یکی از آنها پرسیدم که آیا همه اوقات نماز را به جماعت می خواند.گفت بعضی اوقات نمازم را به جماعت می خوانم ولی باید همه اش را به جماعت بخوانیم.

امروز در مورد حجاب اسلامی با هم صحبت می کردیم.معتقدند حجاب در اسلام واجب و اجباری است.یکی از سودانی ها می گفت اگر زنی زیبا باشد باید حتی صورت خود را هم بپوشاند.امجد می گفت زنها فقط مجازند صورت و کف دستها تا آرنج را نپوشانند.اینجا مسلمانان مالایی روسری به سر می کنند ولی بعضاٌ تی شرت می پوشند.امجد می گفت این کار برای زنان مسلمان حرام است ولی برخی از مسلمانان مالزی رعایت نمی کنند.

نکته دیگری که روی آن صحبت می کردند حجاب خانم های ایرانی بود.یکی از سودانی ها می گفت من به ایران رفته ام و مدتی درآنجا زندگی کرده ام.پوشش زنان ایرانی در تهران و مالزی خیلی متفاوت است.زنان در تهران محجبه بودند و اینجا بی حجاب هستند.

برایش توضیح دادم که در ایران حجاب یک اجبار قانونی و حکومتی است و برخی از خانم ها به آن اعتقاد ندارند.به همین دلیل وقتی از ایران خارج می شوند حجاب را کنار می گذارند.اومی گفت در سودان حجاب اجباری نیست توضیح می داد که حدود هفده درصد از مردم سودان مسیحی هستند و نباید حجاب اجباری باشد ولی مسلمانان سودان به رعایت حجاب کاملاٌ مقیدند.امجد هم این مساله را برای پاکستان نیز تایید می کرد.

۱۳۸۷ دی ۲, دوشنبه

از مالزی چه خبر(قسمت ششم :دوچرخه و موتور سواری خانم ها)


دیدن خانم ها و آقایان موتور سوار و دوچرخه سوار در مالزی یک پدیده کاملاٌ طبیعی است.اتفاقاٌ خانم های محجبه بیشتر از خانم های بی حجاب سوار بر دوچرخه و موتور دیده می شوند.خانم هایی مالایی با همان حجاب کاملاٌ پوشیده با آرامش کامل رانندگی می کنند .نه خجالت می کشند و نه این کار آنها باعث بحرانهای اجتماعی می گردد.شاید فائزه هاشمی این خانم های دوچرحه سوار را دیده بود که 12 سال پیش تبلیغش را می کرد.

از مالزی چه خبر؟(قسمت پنجم :زوج جوان با پنج فرزند!!!!!!!!!!!!)


وقتی آقای احمدی نژاد سه سال پیش گفت ایران در حال حاضر ظرفیت یکصد و بیست ملیون جمعیت را دارد چنان غیر منتظره بود که چند روز بعد سخنگوی دولت گفت این نظر شخصی ایشان بوده و نظر دولت نیست.
بحث بر سر صحبت آقای احمدی نژاد نیست.یعنی در واقع ایشان طی سالهای گذشته سخنان غیرمنتظره کم وبیش داشته اند و شاید برخی به نتیجه رسیده باشند خیلی این سخنان را به دید کارشناسی نگاه نکنند.اما واقعیت مطلب این است که تشویق به داشتن فرزندان بیشتر و افزایش نرخ رشد جمعیت در بسیاری از کشورهای جهان یک مساله کاملاٌ جدی است.البته این سخن بدین معنا نیست که همه کشورها باید همسان برنامه ریزی کنند.
من در مورد مالزی و سیاستهایش درباره افزایش یا کاهش نرخ رشد جمعیت مطالعه ای نداشته ام ولی با یک نگاه کلی به دور واطرافم به نتیجه رسیده ام به فکر افزایش نرخ رشد جمعیت هستند.پدبده ای که بارها و بارها دیده ایم و هرروز میبینیم، زنان باردار مالایی هسستند.یکی از دوستان ایرانی می گفت حالم به هم خورد از بس زن حامله دیدم.شما اگر ده دقیقه در یک پاساژ بنشینید شاید به راحتی بتوانید پنج تا زن باردار را بشمارید.
دیدن خانواده هایی با چهار ، پنج بچه یک پدیده کاملاٌ طبیعی است.در ایران بعید است یک زوج زیر سی سال را ببینید که بیش از دو بچه دنبالشان باشد.ولی ما اینجا بارها و بارها زوجهای حدود بیست و سه چهار سال را دیده ایم که سه چهار تا بچه قد ونیم قد همراهشان است.
در مجتمع مسکونی ما اکثریت آپارتمان ها پنج خوابه است.روزهای اول که وارد مالزی شده بودم دیدن این همه آپارتمان پنج خوابه برایم عجیب بود.جالب اینجاست که تفاوت قیمت اجار ماهیانه اپارتمان سه خوابه و پنج خوابه در این مجتمع کمتر از پانزده هزار تومان در ماه است.

بعضی ها می گویند علت این علاقه مندی مالایی ها به رشد جمعیت در واقع غلبه جمعیت نژاد مالایی بر نژادهای چینی و هندی در مالزی است.
بر اساس اطلاعات  The world factbook جمعیت کشور مالزی25274132 میباشد.نرخ رشد جمعیت در این کشور 1.742و نرخ زاد و ولد22.44 در 1000 و نرخ مرگ و میر5.02 در 1000 
میانگین سنی در مالزی 24.6 سال می باشد.

۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

شیخ فتاح

امروز سارا دختر سه ساله ام برای اینکه مطلبی را برای من توضیح بدهد می گفت بابا جان اونجا نوشته شما نباید فلان کار را بکنید .کودک خردسال توان خواندن و نوشتن ندارد و حتی درست نمی داند خواندن و نوشتن چیست ولی به نوشته ها استدلال می کند.او یاد گرفته است که نوشته ها مهم اند.می توان به نوشته ها استدلال کرد.
وقتی این حرفهای با نمک را میزد یه یاد فتی دزده افتام.(البته بلا تشبیه) فتی دزده یه دزد معروفی بود که بر اثر اعتیاد و تزریق مواد مخدر فوت کرد.یادم هست یک روز جایی نشسته بودیم، وارد شد و شروع کرد از آیات قرآن بگوید.ما می دانستیم که هیچ سواد ندارد و قطعا هیچ وقت قرآن نخوانده است.با اعتماد به نفس کامل می گفت که در قرآن نوشته است که .....
جمعی که آنجا بودند اهل قرآن و دویست سیصد بار قران را خوانده بودند. مطمئن بودیم که از چرت و پرتهای او در قرآن اثری از وجود ندارد. ولی جالب بود که همین فتیه دزد محله ما با همین چرندیات در روستایی به عنوان شیخ فتاح معجزه هم کرده بود. از دعای او یک زن نازا به مراد خود رسیده بود و چند وقت بعد در محله به دنبال او می گشتند.من بارها و بارها از آدمهای مختلف شنیده ام که چنین جمله ای را چاشنی استدلال خود کرده اند:می گویند که در قرآن هم این را نوشته اند.آخرین باری که یک حدیث قدسی عجیب غریب شنیدم در مراسم فاتحه پدر آقای بحرینی (یکی از همکاران) در مسجد باب الرحمه (دروازه دولت اصفهان )بود.مداح می گفت در حدیث قدسی آمده است که هر کس به ولایت علی ابن ابیطالب معتقد نباشد حرامزاده است.
این مداح و آن شیخ فتاح وحتی دختر سه من همه می دانند که برای استدلال کردن می توان به نوشته ها و گفته ها استناد کرد،حتی بیشتر از عقلها.

۱۳۸۷ آذر ۲۲, جمعه

خودتان را باور کنید


نام دکتر محمد ماهاتیر محمد با مفهوم توسعه در مالزی عجین گردیده است.معروف است که او را پدر مدرنیزاسیون در مالزی لقب داده اند.بیست و دو سال نخست وزیر مالزی بوده است و من هیچگاه نخوانده ام یا نشنیده ام که او را به دیکتاتوری متهم کرده باشند.کلمه محمد در نام او مسلمان بودن او را هویدا می کند.او خود بر مسلمان بودنش تاکید دارد.جمعه ها را در دفتری اقامت دارد که به مسجد جامع نزدیک باشد.چون می خواهد به محل برگزاری نماز جمعه نزدیک باشد.دین اسلام در مالزی پر رنگتر از دین اسلام در ایران است.در عین حال که مالزی از حکومتی سکولار بهره مند است اسلام به عنوان واقعیتی مسلم پذیرفته شده و از آن به عنوان عاملی برای توسعه استفاده گردیده است.انگار همه می دانند که واقعیت ها را نادیده گرفتن کار احمقانه ای است.هر چند بعضی باور نمی کنند ولی باورش سخت نیست که سی سال پیش فقر پنجاه درصدی در مالزی مایه سرافکندگی امثال ماهاتیر محمد بوده است و امروزه مالزی فقر کمتر از هفت درصدی را تجربه میکند.ماهاتیر محمد و امثال او چه کردند که مالزی به طور میانگین تورم سه چهاردرصدی را تجربه می کند و ما چه نکرده ایم که وقتی بانک مرکزی تورم سی درصدی را اعلام می کند مردم می گویند دروغ است.این روزها به بهانه حضور ماهاتیر محمد در ایران جملات گوناگونی از او نقل گردیده است.یکی از معروفترین سخنان او اینگونه بوده است:

ماهاتير محمد يكبار پس از آنكه مهمان شهر اصفهان بود گفت: «اگر مديريت جاذبه هاى توريستى استان اصفهان در اختيار مالزى قرار گيرد، سالانه برابر با ارز آورى نفت براى ايران سودآور خواهد بود.»

احتمالاٌ آقای ماهاتیر محمد نمی داند که ایران علاوه بر اصفهان سی استان دیگر دارد که هرکدام از آنها می تواند به میزان نفت ایران ارزآوری داشته باشد اما او یک چیز را خوب می داند.او خوب می داند که در تمام کشور مالزی هیچ یک از جذابیتهایی که در اصفهان هست ،وجود ندارد اما چیزی وجود دارد که از همه جاذبه های اصفهان بالاتر است.آن چیزی که وجود دارد این است که مدیریت مالزی توسط یک سیستم مدیریتی صحیح اداره میگردد.حتی مدیران خوب هم چاره ساز نیست.سیستمی که مدیران در آن فعالیت می کنند مهمتر از مدیران خوب است.من بعد از چند ماه زندگی در مالزی مطمئن گردیده ام که مردم مالزی بهتر از مردم ایران نیستند.هر چند که قطعاٌ یکی از نقاط ضعف ما ایرانیان خودمان هستیم ولی قطعاٌ این عامل، سهم کمتری در این فلاکت و مشکلات ما دارد.

***************************

فرض کنید که روزی روزگاری ماهاتیر محمد از محمدرضا شاه ایران پرسیده باشد آیا مالزی می تواند روزی همچون ایران شود و محمدرضاشاه پاسخ داده باشد امیدوار باشید چرا که نشود. و فرض کنید روزی روزگاری محمد خاتمی از ماهاتیر محمد پرسیده باشد آیا می شود روزی ایران همچون مالزی شود و ماهاتیر محمد پاسخ داده باشد بعید میدانم.
اگر چنین فرضی اتفاق هم افتاده باشد و اگر ضریب کارایی عواملی همچون حکومت و دیگر عوامل زیاد هم باشد نباید فراموش کرد ما جوانان و ما مردم قطعاٌ یکی از عوامل خیلی خیلی مهم هستیم.

***************************

بهتر است قبل از اینکه هرکدام از این سه محمد را باور کنید،خودتان را باور کنید.

۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

طلای سرمایه انسانی جایگزین بلای نفت




موضوع پروژه فوق لیسانس من –تجارت،سرمایه گذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی در منطقه منا می باشد.
منا منطقه ای است شامل کشورهای خاور میانه و شمال آفریقا ، از موروکو تا ایران.برخی تعاریف ترکیه را متعلق به این منطقه می دانند ولی براساس تعریف بانک جهانی* این منطقه شامل کشورهای الجزیره ، بحرین، دیجوبیتی ، مصر، ایران ،عراق ، اسرائیل ،جردن ، کویت ، لبنان ، لیبی ، مالتا ، موروکو ، عمان ، قطر ، عربستان سعودی ،سریا ، تونس، امارات متحده عربی ، یمن و کرانه باختری و غزه (فلسطین) می باشد.
توضیح مقدماتی بانک جهانی در مورد این منطقه جالب است:
The Middle East and North Africa (MENA) is an economically diverse region that includes both the oil-rich economies in the Gulf and countries that are resource-scarce in relation to population, such as Egypt, Morocco, and Yemen. The region’s economic fortunes over much of the past quarter century have been heavily influenced by two factors – the price of oil and the legacy of economic policies and structures that had emphasized a leading role for the state.
With about 23 percent of the 300 million people in the Middle East and North Africa living on less than $2 a day, empowering poor people constitutes an important strategy for fighting poverty.
منطقه منا یک منطقه اقتصادی با کشورهای متنوع می باشد که شامل اقتصادهای ثروتمند نفت محور و کشورهایی با منابع کمیاب جمعیتی است همچون مصر ، موروکو و یمن. تغییرات اقتصادی این منطقه در ربع قرن اخیر تحت تاثیر دو عامل بوده است:قیمت نفت - و میراث سیاستهای اقتصادی و ساختاری که بر رهبری نقش دولت تاکید دارد. درمنطقه ای با 23% جمعیت (300 ملیونی)که با درآمدی کمتر از دو دلار در روز زندگی می کنند قدرت بخشیدن به مردم فقیر یک استراتزی مهم است برای مبارزه با فقر.

برای من مطالعه در مورد منطقه ای که کشور ما – ایران – هم بخشی از این منطقه است بسیار جذاب بوده است و مطمئنم برای اساتید دانشکده ما هم جذابیت دارد.احساس می کنم بسیاری علاقه مندند در مورد اقتصاد یکی از ثروتمندترین مناطق جهان که یک چهارم مردم آن در فقر زندگی می کنند مطالعه کنند.منطقه ای که بزرگترین جنگهای بعد از جنگ جهانی دوم را تجربه کرده است.
دیگر کشور های در حال توسعه گوی توسعه را ربوده اند و کشورهای این منطقه هر روز با فاصله زیاد از دیگر کشور های در حال توسعه عقب می افتند.تولید ناخاص داخلی کل این منطقه مسلمان نشین حدود پنجاه درصد تولید ناخالص داخلی بریتانیا یا فرانسه است.
همانگونه که در توصیف بانک جهانی مشاهده می گردد مشهودترین مشخصه این منطقه وجود نفت است.ماده ای که سالهای سال به طلای سیاه معروف بوده است.طلای سیاهی که بسیاری آن را برای کشور ما بلای سیاه نامیده اند.من نیز معتقدم نفت برای کشور ما بلای سیاه است.نه اینکه نفت برای همه بلای سیاه باشد ولی قطعاٌ برای کشورهای منطقه ما و خصوصا کشور ما نفت بلای سیاه است.نفت ابزاری است که بسته به نحوه استفاده صاحبان آن می تواند طلا باشد یا بلا.برای ما ایرانیان نفت بلایی است که گلوی ما را برای خفه نمودن فشرده است.به امید روزی که این بلا به طلا تبدیل گردد.هرچند من امیدی به این مساله ندارم چون این منبع خدادادی منبعی است محدود و رو به پایان.
ایران هم بخشی از این منطقه است.
بهتر است توصیف بانک جهانی در مورد ایران را هم بخوانید:
Iran has the second largest population, after Egypt, in the Middle East and North Africa region. Most of its 65.5 million people are young, with increasing hopes and expectations of a better future. Larger numbers of increasingly well-educated women seek opportunities to participate at all levels of Iran’s labor market and civil society. The country’s health and education indicators are among the best in the region.
ایران دومین کشور پرجمعیت منطقه بعد از مصر است.اکثریت جمعیت 65.5 ملیونی آن جوانان هستند با امید روز افزون و انتظار برای آینده ای بهتر.تعداد فراوان و در حال افزایش زنان با تحصیلات عالی در جستجوی فرصتهایی هستند که در همه سطوح بازار کار ایران و جامعه مدنی آن سهیم شوند.
به نظر من انچه می تواند برای کشور نقش طلاگونه داشته باشد همین سرمایه نیروی انسانی است.جوانان امیدواری که هر چند در انقلاب ایران و ایجاد نظام جمهوری اسلامی نقشی نداشته اند اما همه مترصد تصمیم مقامات جمهوری اسلامی به آینده ای مبهم چشم دوخته اند.به امید آینده ای روشن با اتکا به طلای سرمایه انسانی.


*بانک جهانی خود را اینگونه تعریف می کند:بانک جهانی منبعی است برای کمک به تامین منابع مالی و مشاوره های تکنیکی برای کشورهای در حال توسعه جهان.بانک جهانی یک بانک به معنای معمول بانک نیست.این سازمان دارای 185 عضو از کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته می باشد
پیشنهاد می کنم لینک زیر به قلم آقای سعید لیلاز را مطالعه فرمایید
نفت این ماده سیاه رنگ بدبو

۱۳۸۷ آذر ۱۲, سه‌شنبه

Zapin MAKUM Festival
















دوم و سوم دسامبر دانشگاه ما میزبان فستیوال زافین سال 2008 است.کلیه دانشجویان اینترنشنال به این فستیوال دعوت شدند و سرویس ایاب و ذهاب از نقاط مختلف فراهم بود.
زافین یک رقص سنتی(حرکات موزون) مربوط به کشور مالزی است که در واقع ریشه عربی دارد.آنطور که یکی از اعضای این گروهها برای من توضیح داد زمانیکه در قرن چهاردهم، عربها برای معرفی اسلام به مالزی آمده اند بر رقص و موسیقی اصیل مالایی تاثیر گذاشته و رقص زافین به عنوان یک رقص اصیل در مالزی ایجاد گردیده است.در این فستیوال گروهای دانس از دانشگاههای مختلف مالزی به اجرای برنامه پرداختند.جای همه دوستان خالی مخصوصاٌ جای روح الله ابراهیمی.