صفحات

وبلاگ اقتصادی - اجتماعی

۱۳۸۷ بهمن ۶, یکشنبه

از مالزی چه خبر؟(قسمت هفتم ) عید نارنگی







   





قبلاً گفته بودم ساکنین کشور مالزی از سه نژاد مالایی (۶۰٪)، چینی (۲۷٪)، هندی (۱۲٪) و غیره (۱٪) تشکیل شده است.امشب شب عید چینی هاست.26 ژانویه عید چینی شروع شده و به مدت دو هفته ادامه دارد.دو روز به مناسبت عید چینی ها مالزی در تعطیلی عمومی به سر می برد.در مورد عید مسلمانان(فطر)و عید هندی ها(دیپاولی)نیز مالزی تعطیلات عمومی دارد.در این روزها چینی ها ما را همه جا با رقص و موسیقی و پایکوبی و شادی ، به صورت مجانی مهمان می کنند.

 چيني ها  از فانوسهاي فراوان براي روشن كردن راه ورود سال نو استفاده مي كنند وهمچنين براي ترساندن روح خبيث شيطان، فشفشه و آتش روشن مي كنند*مراسم سال نو چيني ها بيست و ششم ژانويه به هنگام طلوع ماه نو آغاز مي شود و به آن Gong Xi Fa Cai (گنگ چي فا چاي) يعني "سال نو مبارک" مي گويند.اين مراسم را يان تن مي‌نامند. چيني ها در اين مراسم از فانوسهاي فراوان براي روشن كردن راه ورود سال نو استفاده مي كنند وهمچنين براي ترساندن روح خبيث شيطان، فشفشه و آتش روشن مي كنند.اگرچه ايرانيها و هنديها هم از ديرباز سالها را نامگذاري كرده اند،ليكن نامگذاري چيني ها اندكي متفاوت است ، مردم چين معتقدند كه در هر سال يك حيوان وظيفه دارد تا زمين را بر پشت خود حمل كند و در عين حال معتقدند:خصوصيات اخلاقي هر كس مرتبط با نام حيوان سال تولدش مي باشد.از فردا سال سگ فرا مي رسد و زمين را از خروس تحويل مي گيرد.بنا بر اعتقاد چيني ها افرادي كه در سال سگ به دنيا مي آيند افرادي قابل اعتماد ، صادق و كاري هستند.با آغاز سال نو مراسم خاصي به خصوص در چين به اجرا در مي آيد - ميايو حوي - گردهمايي مردمي و يكي از عادات ورسوم سنتي پكن به بمناسبت اين عيد است كه معمولا در پارك هاي قديمي انجام مي شود و در آن رقص هاي شير واژدها و راه رفتن با چوب پا به اجرا در مي آيد.در مالزي يک ماه قبل از شروع اين عيد در همه جا نارنگي مي فروشند. چيني ها معتقد هستند نارنگي نمادي از فرد و يکدست بودن کره زمين و برتري نداشتن کسي به کس ديگر در ميان اين يکدستي هاست.در مالزي هم اگرچه تنها 20 درصد جمعيت اين كشور را چيني ها تشكيل مي دهند ولي از زمان سال نو آنان كل كشور به مدت يك هفته تعطيل مي باشد. این تعطيلات يکي از طولاني ترين تعطيلات این کشور مي باشد.گفته مي شود بيش از يك ميليون نفر از جمعيت دو ميليون نفري كوآلالامپور در اين زمان شهر را ترك مي كنند.

*اطلاعات این پست از سایت بیا تو مالزی و ویکدپیا اخذ گردیده است.

۱۳۸۷ بهمن ۴, جمعه

مالزی و بحران مالی آمریکا



تاثیر بحران مالی آمریکا بر اقتصاد مالزی سوالی است که مرتباً از جانب دوستان مطرح می گردد.

          سخنان ریاست بانک مرکزی مالزی گویای این مطلب است که به دلیل بحران مالی آمریکا  رشد اقتصادی درمالزی با خطرمواجه شده است.با توجه به چشم انداز 2020 مالزی باید به طور میانگین سالیانه رشد اقتصادی هفت درصد داشته باشد تا به اهداف این چشم انداز دست یابد.مالزی در سال 2008 رشد اقتصادی 5.7داشته است.

           خانم دکترزتی اختر عزیز رئیس بانک مرکزی مالزی خاطر نشان کرده است که فعلاً وقت مناسبی برای کاهش نرخ بهره نیست .در حال حاضرمیانگین نرخ بهره برای وام های بانکی در این کشور 6.4 و تورم 5.8می باشد.از سخنان خانم زتی می توان برداشت کرد نرخ بهره به زودی در مالزی کاهش خواهد یافت.

هر چند به نظر می رسد تجربه بحران مالی شرق آسیا در سال 1997 کمکهایی در جلوگیری از گسترش بحران در مالزی خواهد نمود ولی گفته های یکی از دولتمردان مالزی  در تاریخ 22 ژانویه بیانگر گسترش آثار بحران مالی آمریکا در مالزی می باشد.

دولت مالزی به کارگیری نیروی کار خارجی در کارخانجات،فروشگاهها و رستوران ها را ممنوع کرد.بر اساس این مصوبه نیروی کار خارجی مشغول به کار در مالزی مجازند تا پایان مدت قراردادشان مشغول باشند.این تصمیم بخاطر محافظت از نیروی کار داخلی و با توجه به بیکاری متاثر از بحران جهانی اتخاذ گردیده است.

در حال حاضر بیش از 2.1 ملیون نفر خارجی به صورت قانونی در مالزی مشغول به کار هستند.تعداد کارگران خارجی غیر قانونی  در مالزی حدود یک ملیون نفر تخمین زده می شود.طی سه ماه گذشته حدود 10000 نفر از شاغلین داخلی و 3000 نفر از نیروی کارخارجی  شغل خود را از دست داده اند و پیش بینی می گردد تا پایان سال حدود 45000 نفر دیگر شغل خود را از دست بدهند.

بر اساس گزارش بانک مرکزی مالزی جمعیت کنونی مالزی 27.73 ملیون نفر است که 10.780 ملیون نفر از این تعداد را جمعیت فعال تشکیل میدهند.نرخ بیکاری*اعلام شده توسط بانک مرکزی مالزی 3.1 درصد اعلام شده است.یعنی 344000 نفر از نیروی فعال مالزی در حال حاضر جویای کار میباشند.آمار فوق نشان می دهد مالزی در مورد بیکاری مشکل جدی ندارد.ولی به هر جهت حفظ شرایط  کنونی در دستور کار دولت مالزی قرار دارد.


* نرخ بيکاري عبارت است از نسبت تعداد جمعيت بيکار(جوياي کار)به کل جمعيت فعال (شاغل وبيکار)ضرب در100


۱۳۸۷ دی ۲۱, شنبه

ماهاتیر محمد،اسرائیل و آمریکا


پیشنهاد می کنم وبلاگ دکتر ماهاتیر محمد را بازدید کنید.دکتر ماهاتیر محمد یکی از معروفترین شخصیت های آسیا و قطعاٌ یک از شخصیت های مشهور جهان اسلام است.او بیش از بیست سال نخست وزیر مالزی بوده است و در این دوران، مالزی مسیر توسعه را با سرعت تحسین برانگیزی طی نموده است.یادداشت دکتر ماهاتیر محمد در مورد اسرائیل را در ذیل آورده ام.مطالعه فرمایید  و لطفاً اگر در ترجمه اش مشکلی دیدید،بنده را مطلع فرمایید.
قبلاً آدرس ذیل مربوط به وبلاگ دکتر ماهاتیر محمد بود:
http://www.chedet.com/
ولی از ابتدای سال جدید به این آدرس منتقل گردیده است:
                          *********************************

1.به نظر می رسد جهان اسرائیل را بخاطریورش غیر انسانی علیه غزه محکوم می کند.اما طبق معمول (کشورهای) دنیا هیچ کاری نمی کنند.چرا؟چون اسرائیل توسط آمریکا پشتیبانی می گردد.
2.دنیا باید آمریکا را نیز محکوم کند.نقشه ها و بمب های همه در آمریکا تولید می گردد.اگر آنها ضرر کنند آمریکا جبران می کند.وآمریکامنابع مالی اسرائیل را تامین می کند تا به وحشی گری خود ادامه دهد.
3.تا زمانی که آمریکا اسرائیل را پشتیبانی می کند،خواهیم دید که اسرائیل نظرات دنیا را نادیده می گیرد همچنان که مشغول به کشتار عربهای فلسطین و تخریب شهر ها و شهرک های فلسطین است.
4.وقتی که من گفتم اسرائیل وکالتاً بر دنیا حکومت میکند،رسانه های آمریکایی و دولت آمریکا مرا محکوم کردند.اما این یک واقعیت است که فقط آن نامزدهایی پیروز می شوند که توسط اسرائیل تصویب شده باشد.باید منتظر تحمل رئیس جمهور جدید آمریکا بمانیم.
4.ضمناً ما باید واقع نگر باشیم که ما نیز مختصر کمکی به اسرائیل می کنیم.چون خرمالوهای اسرائیلی در فروشگاههای کووالامپور فروخته می شود.
5.سنگاپور کانالی است برای اسرائیل که در بازار مالزی رخنه کند.



۱۳۸۷ دی ۲۰, جمعه

چرا؟


امروز در اخبار شنیدم بانک مرکزی بریتانیا نرخ بهره را 1.5 درصد اعلام کرد.شاید شنیده باشید در ژاپن نرخ بهره کمتر از یک درصد است.
سوال:به نظر شما چرا در کشورهایی که اصلاٌ چیزی به نام ربا و بانکداری اسلامی  وجود ندارد نرخ بهره بسیار کمتر است از کشور ماست که این همه نگران اسلامی بودن و ربوی نبودن هستیم؟
                              *******************************************                      
در ایران دیدن پدیده ای شایع کاملاٌ برایم عادی شده بود.وقتی که خانمی جوان کنار خیابان منتظر تاکسی بود افراد مزاحم بوق میزدند و او کم محلی می کرد.آنقدر دیده بودم که برایم طبیعی شده بود.به خانم های کاملاٌ محجبه هم رحم نمی شد.

اینجا در مالزی که خانم ها انواع و اقسام لباسها و پوششها را دارند ،من تا حالا حتی یک مرتبه  چنین پدیده ای را  ندیده ام.شاید هم باشد ولی من ندیده ام.
سوال:چرا در کشور ما که حجاب و روابط زن ومرد یکی از اساسی ترین موضوعات جامعه است  و کاهش روابط جنسی ناسالم فکر مردم و مسوولین را به شدت به خود مشغول کرده است  چنین معضل منحصر به فردی وجود دارد؟چرا در کشور ما بسیاری از مردم علاقه مندند  فیلم های کاملا شخصی خانم های  معروف مثلاٌ هنرپیشه ها را ببینند؟این معضلات از کجا ناشی می شود؟آیا این معضلات در دیگر جوامع نیز وجود دارد؟


۱۳۸۷ دی ۱۹, پنجشنبه

شور عاشورا


دیروز عاشورا بود.اولین تاسوعا و عاشورا در طول عمرم که در ایران نبوده ام.مرور خاطرات  تاسوعا و عاشورا  از کودکی تا کنون مرور زندگی ماست.ما با تاسوعا عاشورا زاده شده ایم.در کودکی هیجان ده روز محرم و در اوج آن روز عاشورا بالاترین هیجان بود.کارناوال با این عظمت فقط همان یک دفعه در سال اتفاق می افتاد.شب عاشورا تا پاسی از شب بیدار بودیم و با رفقا در کوچه و خیابان و مسجد ،بدون اینکه هیچ کس ایرادی بگیرد.صبح زود برای دیدن شور و هیجان قمه زنی عجله می کردیم.واقعیت مطلب، دیدن صحنه های قمه زنی همیشه برای من کمی ترس داشته است.ولی در کودکی و نوجوانی هیچ وقت دلم نمی خواست دیدنش را از دست بدهم.
آن سالی را یادم هست که قرار بود حاج آقا محمد میردامادی روحانی مسجد مصلی قمه بزند.شور و حال خاصی در مردم بود.قمه زنهای محل به خود میبالیدند.من در تمام مسیر قمه زنی سعی می کردم دنبال وانتی باشم که حاج آقا بر آن سوار بود.یادم هست که در چهره حاج آقا  آنچنان اشتیاقی هم دیده نمی شد.شروع کننده هم نبود.صفر اسمال(یکی از سردسته های قمه زنی) ضربه شمشیر را بر سرش فرود آورد و غرق خون شد.مردم می گفتند چون قمه روی شاخ سرش خورده ،این همه خون فوران کرده است.قمه زنی از مسجد مصلی شروع می شد.نماز صبح به امامت همین حاج آقا محمد برگزار شد.بعد از دعا و تعقیبات و عزاداری مختصری ،سردسته ها به سردستگی افتخاری حاج آقا در آن روز از مسجد به سمت خیابان حرکت کردند.صبحانه های نذری برای قمه زن ها  شیر بود و تخم مرغ جوشانده.یادم هست که یکسال می گفتند فلانی کباب کوبیده برای صبحانه قمه زن ها آماده کرده است.
چند سال بعد آیت الله خامنه ای فتوا بر حرام بودن قمه زنی داد.من آن مواقع دانش آموز دبیرستان بودم.اکثر هفته ها نماز جمعه را به امامت مرحوم آیت الله احمدی شرکت می کردم.جملات آیت الله احمدی یادم هست.گفت:شمشیر که باید بر فرق دشمن فرود آید را بر سر خویش مزنید و زنجیر که باید بر گرده استران فرود آید را بر خویش نزنید.آیت الله احمدی مطمئن بود که مردم به حرفش گوش نمی دهند.برخوردهای محتاطانه او با قمه زنی را کاملاٌ یادم هست.خیلی ها به او انتقاد داشتند.با همه فتواها و فرمانها هیات های قمه زنی ادامه می دادند.می گفتند برخی روحانیون معروف، قمه زنها را تحریک میکردند.ولی بحث بالاتر از این حرفها بود.قمه زنی تمام شدنی نبود.سالی که قمه زنی توسط حکومت جمهوری اسلامی ممنوع شد یک راهپیمایی علیه قمه زنی در شهر راه افتاد.من هم شرکت کردم.ما که تفکرات مذهبی داشتیم با نگاهی متفاوت با بعضی دیگر شرکت کرده بودیم.یادم هست برخی رفقا که به اسلام و مذهب هم بی اعتقاد بودند آنروز شرکت داشتند.خلاصه قمه زنی ادامه پیدا کرد و متوقف نشد.
تعزیه های عاشورا از دیگر شور و هیجانهای دوران کودکی در این روز بود.جذاب ترین صحنه آن نمایش بچه های هم سن و سال ما بود.خیلی از بچه ها آرزو داشتند نقشی از قاسم یا سکینه را داشته باشند.داشتن نقش علی اکبر که خود آرزویی بود بزرگ.من موفق شدم.بواسطه برادرم که تعزیه خوان بود یک بار نقش قاسم و یک بار نقش سکینه را داشتم.
دسته های زنجیر زنی و سینه زنی هنوز هم ابهت قدیم را دارد.پارسال دیدم.چند سال بود که دسته زنجیر زنی محل را ندیده بودم تا پارسال.تعداد زیادی زنجیر می زدند.ابهت دسته های زنجیر زنی آدم را می گیرد.اصلاٌ شما اعتقاد هم نداشته باشی تحت تاثیر قرار می گیری.
اواخر دوره دبیرستان یعنی وقتی هفده هجده ساله بودم دیگر در دسته زنی و زنجیر زنی و قمه زنی مطلقاٌ شرکت نمی کردم.فقط در روضه ها و پای منبرها صحبت ها را گوش میکردم.اما دانشجو که شدم ترجیح میدادم حتی چنین روزهایی را مطالعه کنم یا با دوستان جایی برویم.در طول دوره دانشجویی تکلیف خودم را با اصل و اساس موضوع عزاداری برای ائمه مشخص کردم.طبیعی بود بالاخره هر کسی باید تکلیف خود را با چنین پدیده مهمی در جامعه ما مشخص کند.

دوران دانشجویی و بعد از آن بیش از ده سال گذشت و الآن برای ادامه تحصیل به مالزی آمده ام.چند نفر از دانشجویان ایرانی ،ده شب این دهه را در نمازخانه مجتع مسکونی که در آن زندگی می کنیم مراسم عزاداری برگزار کردند.مداح داشتند و هرشب شام دادند.علاوه بر این سفارت،ده شب مراسم داشت و ظهر عاشورا هم مراسم مفصلی داشت.شام و نهار هم مهیا بود.من تاسوعا و عاشورا را کلاس داشتم.هر دو روز سرم شلوغ بود.روز عاشورا قبل از کلاس دنبال نصب یک نرم افزار بودم  برای درس اقتصاد سنجی.شب که برگشتم خانمم می گفت امروز در مراسم سفارت یک سری  پاکستانی هم شرکت کرده بودند و قمه زنی هم کرده اند.خانمم می گفت حاج آقا روی منبر تذکر داده که این کار را نکنید.علی الظاهر عده ای از همین آقایان پیراهن هایشان را درآورده بودند و همین مساله باعث تذکر مداح یا منبری هم شده بود.خلاصه از ایران به مالزی آمده ام ولی بحث و حدیث عاشورا و عزاداری تا آخر عمر با ما خواهد بود. 

بزرگترین تفاوت امسال این بود که در سالهای گذشته هرسال علاوه برچلو قیمه، آبگوشت هم می خوردیم اما امسال آبگوشت ندادند.