صفحات

وبلاگ اقتصادی - اجتماعی

۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

چه خبر از مالزی ( قسمت چهاردهم :تورم در مالزی)




بر اساس گزارش مرکز آمار مالزی تورم در 9 ماهه گذشته 0.9 درصد بوده است.یعنی طی نه ماه گذشته تورم حتی از یک درصد هم کمتر بوه است.
ما که در مالزی زندگی میکنیم به راحتی این آمار را باور میکنیم .چون می بینیم که هیچ چیزی گران نمی شود.به همین سادگی
حتی نیاز نیست که نخست وزیر مالزی مناظره کند و در مورد درست بودن آمار دفاع کند.

۱۳۸۸ مهر ۲۲, چهارشنبه

International student cultural night



کسب رتبه نایب قهرمانی در جشنواره شب فرهنگی دانشجویان خارجی توسط گروه یو پی ام که مدیریت آن بر عهده دانشجویان ایرانی بود همه ما را خوشحال کرد.من هم تبریک میگویم.
the first world culture عنوان برنامه ای فرهنگی بود که در تاریخ 10 اکتبر وزارت علوم مالزی برگزار کرد.
International student cultural night توسط خبرگزاری ایرنا به عبارت شب فرهنگی دانشجویان خارجی ترجمه گردیده و گزارشی ناقص از این برنامه طی خبری ارائه گردیده و ایسام(انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه یو پی ام ) همان گزارش ناقص و اشتباه را در وبسایت خود درج نموده است.
من هم یکی از اعضای این گروه بودم.این گروه پنج نفره با عنوان دانشگاه یو پی ام در این جشنواره شرکت میکرد و مطابق مقررات این جشنواره الزاماً یکی از اعضای گروه می بایست مالایی باشد.لذا یک مالایی چینی تبار در جمع ما بود.همچنین با توجه به مشکلی که برای آقای کردی پیش آمد یک دانشجوی اهل بنگلادش جایگزین آقای کردی گردید.
اما نکته اصلی این است که محور و ستون اصلی این گروه ،هنرمند عزیز آقای مهدی عقیلی ،بود.در واقع سایر افراد گروه صرفاً مختصر همکاری در اجرای برنامه داشتند و این برنامه حاصل سالها هنرورزی آقای عقیلی بود.
متاسفانه در خبر ایرنا و گزارش سایت ایسام نه تنها هیچ اشاره ای به اصل و ستون این برنامه هنری نگردیده است عکس های کاملا نامربوط درج گردیده است.
در ضمن این گروه رتبه نایب قهرمانی این جشنواره را کسب کرد که اشتباهاً در خبر ایرنا رتبه اول ذکر شده است.

۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه

کاری دیگر از استاد شجریان


شعر:هوشنگ ابتهاج آهنگساز: کیوان ساکت

ای شادی ِ آزادی ! ؟
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل ِ عاشق رادر راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می گفتم :روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم راچون پرچم ِ پیروزی بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را بر بام ِ بلند ِ توخواهم افراشتمی
گفتم :روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان راچون دسته گل ِ سرخی در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو رادر گردن ِ مغرورت خواهم آویخت
ای آزادی !
؟
بنگر ! آزادی !
؟
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون است
این حلقه ی گل خون است
گل خون است ...ای آزادی !
؟
از ره ِ خون می آیی
اما می آیی و من در دل می لرزم :
؟
این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی ! آیا با زنجیرمی آیی ؟ ...