صفحات

وبلاگ اقتصادی - اجتماعی

۱۳۸۷ آبان ۹, پنجشنبه

یک سوال تکراری:آیا ادیسون به بهشت می رود؟


مجتمع مسکونی ما نمازخانه ای دارد.امشب هوس کردم نمازم را آنجا بخوانم.نماز مغرب را که خواندم دیدم دو نفر قصد اقامه نماز جماعت دارند.نماز عشاء را اقتدا کردم.اهل سودان بودند با نامهای محمدعلی و اسماعیل.بعد از نماز متوجه شدم مشغول ذکر تسبیحات هستند و همانند برخی از ایرانیان هنگام ذکر با انگشتانشان شمارش می کنند.به انگشتان دستش اشاره کردم وپرسیدم چه می کنی.گفت به این کار می گوییم تسبیح که شامل 33 مرتبه الله اکبر –سبحان الله و الحمدلله است.گفتم ایرانیها به این کار می گویند تسبیحات حضرت زهرا و تفاوت در این است که 34 مرتبه الله اکبر میگویند.توضیح دادم که منظور از حضرت زهرا دختر پیامبر است.گفت تفاوت زیاد نیست.گفتم همینطور است حتی میتوان گفت تفاوت بین شیعه و سنی هم زیاد نیست.پذیرفتند و گفتند مهم این است که همه ما مسلمانیم.من بحث را فراتر بردم.گفتم چه بسا بین مسلمان بودن و نبودن هم چندان تفاوتی نباشد.به محض شنیدن این جمله هر دوی آنها موضع گرفتند و تاکید کردند که بین مسلمان بودن و نبودن تفاوت بسیار زیادی است و یک جمله اساسی گفتند:فقط مسلمانان به بهشت میروند. استدلالشان را پرسیدم.جواب داد:من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه.اشاره کرد به این آیه از قرآن که هر کس غیر از اسلام دین دیگری اتخاذ کند از او قبول نیست.در حین این بحٍث امجد که پاکستانی بود مشغول نماز بود. نمازش که تمام شده آمد و گفت بحثهای شما را شنیدم.پرسیدم شیعه ای یا سنی.با افتخار گفت الحمدلله سنی ام.بیش از نیم ساعت تند تند برایم حرف زد.اینقدر انگلیسی را با شتاب صحبت میکرد که چندین بار صحبت هایش را قطع کردم و چندین لغت را ازاو پرسیدم.در مورد تفاوتهای ایمان و اسلام صحبت کرد و داستانی از پیغمبر نقل کرد که پیامبر به اصحابش گفته است ایمان شما چندان اهمیتی ندارد زیرا شما مرا می بینید و حرفهان مرا میشنوید و مسلمان شده اید.در آینده انسانهایی می آیند که نه مرا دیده اند و نه سخن مرا شنیده اند وفقط با شنیدن پیام من مسلمان شده اند.ایمان آن گروه از شما برتر است.استدلال کرد که در آیات قرآن و احادیث اشاره گردیده است که در روز قیامت صف مسلمانان از غیر مسلمانان جدا است و هر کس که در دنیا نتوانسته است به صف مومنین به توحید و چهار کتاب آسمانی قرآن و تورات و انجیل و زبور و پیامبران آسمانی بپیوندد و هر آن کس که مشرک باشد همچون یهودیان و مسیحیان به جهنم خواهد رفت.خیلی صحبت کرد حتی از ابن خلدون و فلسفه اسلامی گفت و از اینکه امثال ابن خلدون فلسفه اسلامی را ایجاد کردند و این مساله نشان میدهد که اسلام دینی است منطقی وعقلانی و انسانها میتوانند با تفکر و عقلانیت مسلمان شوند و اگر نشوند به جهنم خواهند رفت.امجد پاکستانی در عقاید خود بسیار محکم بود ولی محمدعلی سودانی با یک سوال من به فکر فرو رفت.از او پرسیدم اگر پدر ومادر تو مسلمان نبودند آیا تو مسلمان بودی؟از نمازخانه که آمدم بیرون زن امجد را دیدم که داخل پارک منتظر امجد نشسته بود.بی حجاب بود و روسری به سر نداشت.احتمالاٌ خیلی به حجاب اهمیت نمیدهند.دفعه بعد نظر امجد را در مورد حجاب اسلامی خواهم پرسید.

۱۳۸۷ آبان ۷, سه‌شنبه

ده ها نمونه مدرک جعلی مثل آقای کردان




علي مطهري نماينده مردم تهران و طراح اصلی استیضاح علی کردان وزیر کشور، به تشریح دیدار خود با رییس جمهور پرداخت.
وی با اشاره به اینکه این دیدار در پنجشنبه دوم آبان به مدت دو و نیم ساعت اتفاق افتاد گفت: این دیدار به درخواست احمدی نژاد بود که در آن مسائل مختلفی از جمله بحث استیضاح علی کردان مطرح شده بود.
مطهری با اشاره به این که «در مورد مسئله کردان با احمدی نژاد به توافق نرسیدیم» گفت: رییس جمهور در این دیدار اصرار داشتند که ما مسئله ی استیضاح آقای کردان را رهاکنیم چرا که ایشان استیضاح وزیر کشور را به صلاح کشور نمی دانستند.
نماینده مردم تهران افزود: رئيس جمهور در مورد «چرایی به صلاح نبودن استیضاح کردان» سه دلیل برایم آوردند. نخست آنکه «کردان را فردی صادق دانستند»؛ دو آنکه «مسئله مدرک كردان را مسئله اي سياسي دانسته كه مخالفان دولت به آن دامن مي زنند.
مطهری دلیل سوم احمدی نژاد در مورد به صلاح نبودن استیضاح کردان را اینگونه توضیح داد: رییس جمهور به من گفتند که «اگر فرضاً مدرک آقای کردان جعلی باشد، مسئله ی مهمي نيست زيرا ده ها نمونه از اين امر در كشور وجود دارد»

۱۳۸۷ آبان ۴, شنبه

selamat hari raya & selamat deepavali از مالزی چه خبر(قسمت دوم)


بیش از سه ماه است که در مالزی زندگی می کنم.اوائل جولای وارد مالزی شدم.از اواسط همین ماه جشنهای استقلال(مردکا)در مالزی شروع شد و مرتباٌ جشن و پایکوبی در مالزی برپا بود.از جمله برنامه هایی که چندین شب در شهر زیبای پوتراجایا اجرا گردید مسابقات جهانی نورافشانی و آتش بازی بود.ما آخرین شب این برنامه را شرکت کردیم.واقعاٌ زیبا و دیدنی بود.
یکی از برنامه هایی که دانشگاه به همین مناسبت در 24 آگوست برگزار کرد برنامهcultural showبود.برنامه ای پر از شادی و رقص و آواز که توسط نماینگان دانشجویان از کشورهای مختلف اجرا گردید.ایرانیها در این جشن برنامه ای زیبا اجرا کردند.تار و تنبک و دف و سنتور و آواز خانم و آقایی که به زیبایی تمام اجرا گردید.ایرانیها کلی ذوق کرده بودند و تشویق میکردند.اینقدر تشویق ایرانیها طولانی بود که سایر دانشجویان خارجی تحت تاثیر قرار گرفته بودند.
ماه رمضان خبری از عزا و عزا داری نبود و مسلمانان به یکدیگر می گفتند Happy Ramadan .یک هفته از قبل از ماه رمضان selamat hari rayaشروع شد.یعنی عید فطر مبارک.تا یکماه شادی و جشن و تبریک گفتن ادامه داشت.تلویزیون به این سادگی دست بردار نبود.تا یکماه در تبلیغات تلویزیونی عید فطر تبریک گفته میشد.موقع عید فطر چند روز دانشگاه تعطیل و همه به سیر و سفر شدند.مثل عید نوروز در ایران. الآن یک جشن جدید شرع شده است. Hary deepavaliجشنی است مربوط به نژاد هندی ها در مالزی.ولی همه به مناسبت این عید شادی می کنند.حتی دو روز به این مناسبت تعطیل است.دانشگاه هم دوشنبه این هفته به مناسبت دیپاولی تعطیل است.نژاد هندی دارای جمعیتی حدود سیزده درصد از مردم مالزی هستند.جمعیت آنها از اهل سنت ایران خیلی کمتر است. خلاصه اینجا همیشه جشن است ویکی دو ماه دیگر هم جشنهای شروع سال میلادی برپاست.
,فراموش نکنم به عرض برسانم همین الآن که بنده در حال نوشتن این سطور هستم تعدادی از ایرانیها به مناسبت ساگرد وفات امام جعفر صادق در مالزی مشغول عزاداری هستند.به همین مناسبت به همه شیعیان مکتب جعفری تسلیت میگویم.

۱۳۸۷ آبان ۲, پنجشنبه

از مالزی چه خبر؟(قسمت اول)




دوستان در پیامهای خود معمولاٌ یک سوال مشابه دارند.از مالزی چه خبر.به صورت کلی باید عرض کنم بنده در کنار خانواده در مالزی زندگی خوب و خوشی دارم و راضی هستم.
از این به بعد سعی میکنم مطالبی در مورد مالزی و زندگی خودم در مالزی بنویسم.البته پوزش بنده را به خاطر پراکنده گویی و قلم ضعیفم بپذیرید.مطالب ذیل اولین قسمت از این مجموعه می باشد.خوشحال میشوم پس از مطالعه بنده را از نظرات گرانمایه خود آگاه فرمایید
.
دانشگاه ما در شهر سردانگ واقع شده است.شهر سردانگ در 8 کیلومتری کوالالامپور می باشد.کوالالامپور مرکز استان سلانگور و پایتخت مالزی است.یکی از شهرهای استان سلانگور شهر پوتراجایا (پایتخت جدید مالزی)است.کلیه وزارتخانه ها و کاخ نخست وزیری در این شهر فعالیت دارند. شهر فوق العاده زیبایی است.پل های زیبایی بر روی رودخانه آن بنا شده است.از جمله پل خواجوی اصفهان شبیه سازی گردیده است.هرچند صفا و طراوت پل خواجوی اصفهان فقط در اصفهان حضور دارد اما این ابتکار مالایی ها قابل تحسین است.عمر پل خواجوی ما بیش از چهارصد سال است.عمر پل خواجوی مالزی کمتر از بیست سال.کلا مالزی کمتر از صد سال تاریخ دارد.وقتی به همراه آنها در جلسات به احترام سرود مالزی بر پا می ایستیم و به تماشای فیلم سرود ملی چشم میدوزیم هیچ اثر تاریخی ارائه نمی کنند.من هنوز موفق نشده ام برنامه توسعه 2020 مالزی را مطالعه کنم ولی شنیده ام قصد درند تا سال 2020 جذب توریست خود را به 100 ملیون در سال برسانند.در حال حاضر سالیانه بیش از بیست ملیون جذب توریست دارند و تا کنون توانسته اند کوالالامپور را به عنوان ارزانترین پایتخت جهان نگهدارند.زبان اول مردم مالزی مالایی است ولی درک کرده اند که زبان انگلیسی از زبان خودشان مهمتر است.
ما در مجتمع مسکونی دسامنیوم زندگی میکنیم. در شهری به نام سری کمبانجان.آپارتمانهایی است که از دانشگاه اجاره کرده ایم.البته اگر از دانشگاه هم نمی گرفتیم همین آپارتمان را میشد با ماهی پانزده هزار تومان بیشتر اجاره کرد.اجاره آپارتمان سه خوابه ای که ما داریم ماهیانه 150 هزار تومان است.در مجتمع مسکونی ما پنج بلوک هست.بلوک 1 و 2 آپارتمانها سه خوابه اند و سه بلوک دیگر آپارتمانها پنج خوابه اند.اجاره آپارتمان پنج خوابه ماهی سی هزار تومان بیشتراست.فاصله شهر ما با کوالالامپور احتمالاٌ مثل فاصله نجف آباد تا اصفهان است.به هر جهت وسع ما نمیرسید که کوالالامپور زندگی کنیم.اجاره در کوالالامپور سه چهار برابر شاید باشد.البته یکی از محاسن مجتمع مسکونی ما سرویس ایاب و ذهاب مرتب و منظم از طرف دانشگاه است.ما هنوز ماشین نخریده ایم.خیلی از ایرانیها اینجا ماشین دارند. ماشین از ایران ارزانتر است.احتمالاٌ نصف قیمت.اما بنزین خیلی گرانتر است.هشت برابر قیمت بنزین در ایران.کلا هزینه حمل و نقل در اینجا خیلی زیاد است.گران بودن هزینه تاکسی به اضافه سیستم مسخره تاکسیرانی اینجا آدم را از تاکسی سوار شدن متنفر میکنه.متروهای خوبی دارند ولی متاسفانه خیلی شلوغ است.در مجموع ماشین نداشتن اینجا زندگی را سخت میکنه.اگه قراره کسی اینجا را برای زندگی انتخاب کنه بهتره به فکر خرید ماشین باشه هرچند ماشین داشتن مشکلاتی داره.مردم مالزی در سه نژاد طبقه بندی میشوند.مالایی که همگی مسلمان و بیش از شصت درصد جمعیت مالزی را تشکیل می دهند.چینی ها کمتر از سی درصد و هندی ها بیشتر از ده درصد هستند.دولت عمدتاٌ در اختیار مسلمانان است و دین رسمی اسلام است ومالزی در زمره کشورهای اسلامی است.اما اشتباه نکنید با اسلام جمهوری اسلامی ایران زمین تا آسمان متفاوت است.هر کسی هر دینی دارد آزاد است.حجاب که یکی مسائل مهم کشورماواجباری است اینجا یک اختیار است.وقتی چند وقت اینجا زندگی کنی خنده ات میگیرد که ما …………چقدر از مرحله پرتیم.اینجا ایرانیها حجابهای مختلفی دارند.از چادر و مقنعه گرفته تا تیپ اروپایی.البته اکثراٌ لباس معمولی می پوشند.مثلاٌ بلوز و شلوار وروسری.تعداد افرادی که مانتو بپوشند کم و چادر و مقنعه خیلی خیلی کم است.خانم هایی که از عراق میاند تقریبا مثله ایرانی ها لباس میپوشند.خانم هایی که از عربستان صعودی هستند حتی روبند خود را هم کنار نگذاشته اند.الته شاید همه آنها اینطور نباشد.ما یک همکلاسی داریم که هنوز توفیق زیارت جمال مبارک را نداشته ایم.مسلمانان مالایی به رعایت حجاب خیلی مقیدند.ولی رنگ و مدل لباسهایشان شاد و متنوع است. چینی ها معمولاٌ فعالیتهای اقتصادی و بازار مالزی را در اختیار دارند و هندی ها فعالیتهای خدماتی.از نظر من چینی ها دوست داشتنی ترند و هندی ها چندان چنگی به دل نمیزنند.

۱۳۸۷ مهر ۲۹, دوشنبه

شعری از جواد زهتاب







شاعران کار و بارشان سکه است
همه دار و ندارشان سکه است

معتبر نیستند در بازار
مایه ی اعتبارشان سکه است

معتقد گرچه بر دوازدهند
واحد هشت و چارشان سکه است

گاه آبستن اند شعری را
آه! اما ویارشان سکه است

پیش آنها بهار نیم بهاست
هم خزان هم بهارشان سکه است

دلبری زرد روی می خواهند
آب و رنگ نگارشان سکه است

مثل پرگار اگرچه می چرخند
خط نصف النهارشان سکه است

اگر افتاد، سکه ای رو کن
چون علاج فشارشان سکه است

با گدایان تفاوتی نکنند
شاعرانی که کارشان سکه است

خالق شعرهای یک شبه اند
چون خداوندگارشان سکه است

دست یاری به هیچ کس ندهند
در عمل دستیارشان سکه است

دلبر ماهرو چه می فهمند؟
ماه شبهای تارشان سکه است

هی چپ و راست می روند سفر
هم یمین، هم یسارشان سکه است

می نگارند شعر با خط زر
قلم زرنگارشان سکه است

نور بارد به قبر یک یکشان
شمع روی مزارشان سکه است

□□□

بعد از این شعر منتظر هستیم
علت انتظارمان سکه است!

۱۳۸۷ مهر ۲۵, پنجشنبه

آیا جهان شدیداً به اقتصاد چین وابستگی دارد ؟

ترجمه و تالیف : مرتضی کاظمی[1]
منبع : اکونومیست
رشد اقتصادی خیره کننده چین و صادرات قابل توجه به بسیاری از کشورهای جهان علی الخصوص کشورهای توسعه یافته ای همچون آمریکا توجه همه دولت ها و مردم جهان را به اقتصاد چین به عنوان اقتصادی اثر گذار بر اقتصاد جهانی جلب نموده است . جمهوری خلق چین به عنوان سومین کشور پهناور جهان با دارا بودن بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون نفر جمعیت ، نیروی کار ارزان و فراوانی را درخود جای داده است . رشد توليد و به تبع آن صادرات چين اخيراً به ارقامي ‌بزرگ دست يافته و شايد به دليل همين افزايش و بالا رفتن وابستگي چين به درآمد صادراتي است كه اقتصاددانان چين توصيه كرده‌اند كه پكن اتكاي خود را به درآمد ناشي از صادرات بكاهد و به منظور حفظ سطح توليد به مصرف كنندگان داخلي كمك كند كه به خريد كالاهاي ساخت چين و افزایش تقاضا در داخل کشور روی آورند . ‏نشریه اکونومیست در ستون « دعوت از اقتصاددانان » بارها با طرح سوالاتی در مورد اقتصاد چین ، نظرات اقتصاددانان را درباره اقتصاد چین جویا گردیده است . اکونومیست در آخرین سوالی که درباره اقتصاد چین به بحث گذاشته شده پرسیده است : « آیا جهان شدیداً به اقتصاد چین وابستگی دارد؟ »
برخی پیش‌بینی مي‌کنند که به زودی اقتصاد چین از نظر تولید ناخالص داخلی خواهد توانست از آمریکا پیشی بگیرد. در این صورت چین به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل خواهد شد وشاید جایگاه تاریخی خود را که در اواسط قرن نوزدهم از دست داده  مجددا کسب خواهد نمود .شاید آنچه اهمیت این سوال را بیشتر می نماید در این نکته نهفته است که چنانچه رشد کنونی اقتصادی چین همچنان ادامه یابد و چین از نظر اقتصادی ، جایگزین اقتصادهای ابرقدرت جهان گردد جهان باید خود را برای مقابله با پی آمدهای سیاسی و اقتصادی این موضوع آماده کند. در پاسخ های کوتاه یا مفصلی که در جواب این سوال در نشریه اکونومیست مطرح گردیده است غالباً بر اثرگذاری اقتصاد چین و یا به عبارتی دیگر به وابستگی جهان به اقتصاد چین اشاره شده و برخی از اقتصاددانان به وابستگی دوجانبه اقتصاد جهان و اقتصاد چین اشاره نموده اند .
 در بخش نخست از این نوشتار ، پاسخ برخی از اقتصاددانان مرور گردید . همانگونه که در قسمت قبلی خواندید ، اسوار پراسا (Eswar Prasad) گفته بود که  شاید هنوز مقداری زود باشد که چین به عنوان لوکوموتیو اصلی رشد اقتصادی جهان در آینده تلقی گردد .  اما در مقابل هارولد جیمز (Harold James ) اظهار نظر نموده که بعید به نظر می رسد آمریکا بتواند نقش خود به عنوان لوکوموتیو جهانی را دوباره بدست آورد.
 در این قسمت پاسخهای تعدادی دیگر از اقتصاددان مرور خواهد شد . در ابتدا پاسخ یک اقتصاد دادن چینی ، یانگ یائو (Yang Yao)  ، ارائه می گردد . یانگ یائو (Yang Yao)  با اشاره به جایگاه اقتصاد چین و نقش عامل تجارت ، دو طرفه بودن  وابستگی اقتصاد چین و اقتصاد جهان را خاطر نشان می سازد. در پاسخی که دیگر اقتصاددان چینی ، آقای دیوید لی(David Li ) ، ارائه نموده است به تغییرات ساختاری در چین اشاره شده و خاطرنشان گردیده است که « مراحل توسعه همان مراحل تغییرات ساختاری است » . در پاسخهایی کوتاه ، جان مکین (John Makin)  به خطر شعله ور شدن جنگ تجاری اشاره نموده  است و هانس ورنر شین (Hans-Werner Sinn)  خاطر نشان می سازد که " بعید است که اقتصاد چین بتواند دنیا را کنترل کند ".  در ادامه ، پاسخ این اقتصاددانان به سوال فوق را مرور می نماییم .


http://media.economist.com/sites/default/files/imagecache/gn_contributor_image_thumbnail/pictures/picture-3726235.jpg
یانگ یائو : وابستگی دو طرفه است .
نمی توان گفت که چین وابسته ترین کشور جهان از نظروابستگی به تجارت است . در میان کشورهای پهناور ، آلمان نسبت به چین وابستگی بیشتری به تجارت دارد. تاثیر چین بر اقتصاد جهانی از طریق الگوی تولیدش بسیار زیاد است . چین مواد خام و کالاهای واسطه ای را وارد و کالاهای نهایی را صادر می کند . مازاد تراز بازرگانی چین غالباً با کشورهای آمریکای شمالی ، برخی از کشورهای اروپایی و کشورهای در حال توسعه ای است که دارا ی صادرات نفت یا سایر مواد خام نیستند . به هر حال ، چین به طور قابل ملاحظه ای دارای کسری تراز بازرگانی با کشورهایی همچون ژاپن ، کره و آلمان می باشد . این کشورها دارای ظرفیتهای صنعتی قدرتمندی هستند. چین همچنین دارای کسری بازرگانی با برخی از کشورها است که در نفت و مواد خام به آنها وابستگی دارد. به نظر می رسد برای کشورهایی که دارای کسری بازرگانی در کالاهای مصرفی با چین هستند  ، رشد تجارت چین یک عامل پاد تورمی است . به هر حال ، چین غالب عواید بازگشتی به آن کشورها را برای تامین اعتبار جهت بهبود ] اقتصادی[  آن کشورها برمی گرداند . اثر خالص برای تاثیرات مذکور چندان شفاف نیست .
نکته کلیدی ، وابستگی متقابل است . صادرات برای رشد اقتصادی چین مهم است ، اما این مساله باید مورد توجه قرار گیرد که نیمی از صادرات چین از طریق شرکتهای سرمایه گذار مستقیم خارجی (FDI)  و نیمی از صادرات چین به پروسه تجارت مربوط است که با توجه به تعریف آن باعث مازاد بازرگانی شده است . گذشته از این ، حضور سنگین FDI  در پروسه تجارت نیز وجود دارد .  ...
 در دنیای یکپارچه ، بنگاههای اقتصادی به جایی میروند که منافع بیشتری برایشان داشته باشد . چین به عنوان کشوری با هزینه های تولید کمتر که از طریق عرضه نیروی کار فراوان ایجاد شده است ، ظرفیتهای قدرتمند صنعتی ، و همچنین  کالاهای زیرساختی و محیط جذاب برای تجارت ، به یکی از جذاب ترین مقاصد سرمایه گذاری مستقیم خارجی در جهان تبدیل گردیده است . در ضمن در این خلال ، چین دارای بازار وسیعی برای تولیدات داخلی خودش نیست و به دلیل درآمد نسبتاً پایین  اکثریت مردم چین ، صادرات گزینه اجتناب ناپذیر بنگاههای چینی خواهد بود .
اگر جهان به چین وابسته است این وابستگی مربوط به وابستگی به عرضه نیروی کار فراوان در چین است . در دهه گذشته ، بیش از 150 ملیون از ساکنین روستا ها به بخش های غیر کشاورزی منتقل گردیده اند و اکثریت این افراد در صنایع مرتبط با تجارت استخدام شده اند . با توجه به اینکه نقطه اوج تخصیص مجدد نیروی کار و بهره نفوس[2] (demographic dividends)    رد شده است ، چین در دهه آینده به مصرف داخلی برخواهد گشت و جهان باید برای این موضوع آمادگی  داشته باشد .


http://media.economist.com/sites/default/files/imagecache/gn_contributor_image_thumbnail/pictures/picture-3726223.jpg
دیوید لی : رشد اقتصادی چین در حال تولید تغییراتی ساختاری است .
خیلی جالب است که بدانیم در داخل چین ، مردم عکس این سوال را می پرسند.مردم چین سوال میکنند که آیا ما خیلی به اقتصاد جهانی وابسته هستیم .
درست این است که از یک الگوی وابستگی دو جانبه هراسان نباشیم اما لازم است که این الگو از طریق تغییرات ساختاری در هر دو طرف این وابستگی اصلاح گردد  . امروزه با توجه به اینکه این کشور، سالیانه کالاها و خدماتی به ارزش  یک بیلیون دلار جذب می نماید ، بدون رشد سریع و مستمر اقتصاد چین ، اقتصاد جهانی قطعاً در حالت نامطلوبی قرار خواهد گرفت . در این اثناء ، بدون خریداری کالاهای جهانی ]توسط بنگاههای چینی  [و مونتاژ این قطعات با قطعات دیگری که در مکان هایی دیگر تولید می گردند ، بسیاری از کارگران باید به زمین های کشاورزی و شاید هم به فقر بازگردانده شوند .
توسعه ای است که در چین تجربه می گردد بسیار مهم است اما تمجید نشده ترین توسعه است .  در چین ، تغییرات ساختاری ایجاد شده است ،  دستمزدهای کارگران  سالیانه 20 درصد رشد می کنند و پیشتازی رشد واردات نسبت به رشد صادرات و کاهش مازاد بازرگانی به حدود 4 درصد تولید ناخالص داخلی در سال جاری رسیده است. ( از 10 درصد در سال 2008) . این نتیجه ، یگانه نتیجه سیاست های هوشیارانه نیست بلکه همچنین نتیجه طبیعی عوامل موثر در بازار است . به قول هالیس بی چنری (Hollis B. Chanery) - اقتصاد دان توسعه - مراحل توسعه همان مراحل تغییرات ساختاری است.
موضوع بعدی این که وقتی قرار است سیاستهای تعیین کننده و مهمی درآمریکا و سایر اقتصادها برای تجدید ساختار ترازنامه بانک ها مشاهده گردد آیا همه این نقدینگی های  اضافه شده از طریق اجرای "سیاست تسهیل مقداری"[3]   (quantitative easing) می تواند به اعتبارات وسیع تری برای کاهش بیکاری و ترمیم و بازسازی بیشتر تبدیل شود ؟ تجدید ساختار اقتصادی هم در داخل چین و هم در سایر کشورهای جهان ضروری است برای اینکه وابستگی قدرتمند ، پایدار و دو جانبه ای  ایجاد گردد . 


 http://media.economist.com/sites/default/files/imagecache/gn_contributor_image_thumbnail/pictures/picture-3709277.jpg
جان مکین : بخش کالاهای تجاری چین بسیار بزرگ است .
مساله چین و ارتباط آن با اقتصاد جهانی عمیقاً با بخش کالاهای تجاری (Traded Goods Sector) گره خورده و ظرفیتهای مازاد ، باعث ایجاد تورش پادتورمی (Deflationary bias) در اقتصاد جهانی گردیده است . سیاست چین مبنی بر دخالت برای مقابله با افزایش ارزش یوآن که بر بخش کالاهای تجاری چین موثر است به همراه تورش پادتورمی و خطرات آن باعث شعله ور شدن جنگ تجاری است که با آمریکا شروع گردیده است .

http://media.economist.com/sites/default/files/imagecache/gn_contributor_image_thumbnail/pictures/picture-3726234.jpg
هانس ورنر شین : صادرات سرمایه های چینی برای غرب تعیین کننده است .
اگر چه سهم چین در رشد اقتصادی سال جاری20 درصد است ، اما اندازه تولید ناخالص ملی چین نحیف است . آنچه برای نسبت تولید ناخالص ملی از GDP جهانی گزارش گردیده است عدد 8.6 درصد است . این عدد خیلی پایین تر است از تولید ناخالص داخلی  آمریکا و اروپا که به ترتیب ارقام 24.4 درصد و 28.4 درصد را دارا می باشند . خیلی بعید است که اقتصاد چین بتواند دنیا را کنترل کند . اجازه بدهید  برای منافع آمریکا و بریتانیا امید بیشتری داشته باشیم با این نگاه که مازاد تراز پرداختهای چین و در نتیجه صادرات سرمایه های آن ، که در خلال سالهای گذشته برای نگهداری استانداردهای زندگی آمریکا و اروپا خیلی مهم بودند ، به راحتی محو نمی گردند. معتادان نباید خیلی سریع از مواد مخدر دور نگه داشته شوند .



[1]  Email: Kazemi7349@yahoo.com
[2] . این موضوع که چقدر از درآمد ملی یک کشور از طریق نیروی کار تامین میگردد از طریق تجزیه و تحلیل اصطلاح بهره نفوس (Demographic dividends)  بررسی میگردد. چین در بالاترین سطح از این شاخص قرار دارد و پیش بینی میگردد طی پانزده سال آینده این رتبه را برای خود باقی نگهدارد.
[3] . «تسهیل مقداری»، نوعی سیاست پولی غیر متعارف است که طی آن بانک مرکزی یک کشور‌، اوراق قرضه دولتی همان کشور را خریداری مي‌کند. ‌اين سیاست غیر معمول‌، عملا به معنای چاپ پول جدید و تزریق آن به بازار است.



۱۳۸۷ مهر ۱۲, جمعه

خاطره ای از عید فطر در مالزی

یا ایهاالناس انا خلقناکم من ذکر وانثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفو ان اکرمکم عندالله اتقاکم(سوره حجرات آیه 18)امروز روز عید فطر است و بزرگترین عید مسلمانان جهان و طبیعتاٌ عید مسلمانان مالزی.پادشاه ایالت سلانگور هر سال در چنین روزی برنامه open house دارد و از همه دانشجویانInternationalبرای نهار دعوت کرده بود.پذیرایی مفصل و خوبی بود و با احترام کامل از ما پذیرایی نمودند.در حین خوردن نهار یک مالایی چینی تبار نزد من آمد و از ملیت من سوال کرد.از او پرسیدم عید امروز مربوط به مسلمانان است و چینی تبار ها هم در این برنامه حضور دارند.گفت امروز پادشاه سلانگورopen houseدارد و همه میتوانند در این برنامه شرکت کنند ما هم شرکت کرده ایم.پرسیدم آیا هیچکدام از پادشاهان مالزی غیر مسلمان و یا چینی تبار هستند.گفت نه ولی ما از زندگی در مالزی راضی هستیم.در مالزی آزادی وجود دارد و ما در کنار مسلمانان دوستانه زندگی میکنیم.چینی تبار های مالزی حدود بیست در صد مردم مالزی را تشکیل می دهند(کمتر از ثلث مسلمانان).کاخ پادشاه سلانگور در شهر شاعلم (مرکز استان سلانگور)می باشد و شنیده ام که اکثر مردم این شهر از مسلمانان هستند و چینی و هندی تبار ها در آن کمترند.به این فکر میکردم که اگر قرار بود ارمنی های اصفهان در مراسم و اعیاد ما شرکت کنند(و مثل چینی تبارهای مالزی با هر لباس و قیافه ای که دوست دارند)ما چه برخوردی با آنها می کردیم؟اصلاٌ تصور چنین رویدادی برایم قابل هضم نیست.اینکه در یکی از مهمترین مراسمات ملی و مذهبی کشور مالزی همه با احساس آرامش فراوان شرکت میکنند نمونه مجسم آیه 18 سوره حجرات می باشد.ای مردم شما را از زن و مردی آفریدیم و شعبه شعبه و گروه گروه قرار دادیم برای اینکه شناخته شوید(متمایز باشید).همانا برترین شما پرهیز کارترین شماست.