
اگر چه شاید هفت سال سابقه کار من در شرکت توزیع برق استان اصفهان برای مدیران آن شرکت به پشیزی هم نیرزد اما دوست ندارم فراموش کنم که هفت سال از بهترین ایام زندگی ام را در آن شرکت گذرانده ام.تلاش میکنم برخی از خاطرات را قبل از آنکه فراموش کنم بنویسم.
مجموعه "خاطراتی از آن هفت سال"خاطراتی است که از آن هفت سال به یاد دارم.
خاطراتی از آن هفت سال
در سال 80 به استخدام شرکت توزیع برق استان اصفهان درآمدم و تا سال 87 در آنجا مشغول بودم.من سال 79 از دانشگاه اصفهان فارغ التحصیل شدم در همان سال سربازی را خریدم.برعکس بعضی ها که آن روزها مشکل بیکاری داشتند من با گزینه های مختلفی مواجه بودم.شرکت توزیع برق استان تقریباٌ اولین جایی بود که رسماً برای اشتغال پذیرفته شدم و بدون معطلی در آن مشغول شدم.البته منظورم از عبارت بدون معطلی طرف خودم است.چون برق منطقه ای که خوابش دراز بود.ده ماه مراحل مختلف آزمون کتبی و مصاحبه ها و آزمایشات پزشکی و آن مراحلی که ما از آن اطلاع نداشتیم طول کشید.من تصور میکردم قرار است ابتدای تیرماه مشغول شویم.حتی مسوولین کارگزینی هم خیلی از زمان شروع کار اطلاع نداشتند اما همیشه یک جوری حرف میزدند که انگار فردا صبح قرار است مشغول شویم.خلاصه اول دی ماه مشغول شدیم.روز معارفه یعنی اول دی ماه محل کار من ،خدمات مشترکین برق شهرستان مبارکه تعیین شد.حاج آقا حکمت پژوه مدیر آنجا بودو شخصی به نام آقای قنبری رئیس اداره خدمات مشترکین.آن موقع یکی از مهمترین شاخص ها تعداد روز انتظار نصب کنتور متقاضیان بعد از واریز هزینه بود.دقیقا یادم نیست .مطمئنا میانگین این زمان بالاتر از سی روز بود.اما انحراف معیار هم بیشتر از سی روز بود.یعنی ممکن بود یک متقاضی در همان روز واریز هزینه برقدار شود و یک نفر هم دو سه ماه رفت و آمد کند.تقریباً میشود گفت اگر کسی برای نصب کنتور عجله داشت بدون التماس و رشوه و دعوا امکانپذیر نبود.مدیر در همان روز اول انتظارش را از من مشخص کرد.انتظار داشت میانگین زمان نصب کنتور را به سه روز برسانم.آن موقع مسوولیت اینکار با شخصی بود که تحت عنوان مسوول نوسازی و بهینه سازی فعالیت میکرد.کارگران نصب کنتور تحت مدیریت با کفایت معظم له فعالیت میکردند.کار سختی نبود.اما شرایط طوری بود که همین کار آسان پیچیده بود.من میخواستم انتظار مدیر را برآورده کنم و مرتباً برای اینکار برنامه ریزی میکردم.یک کار خیلی ساده ای که انجام داده بودم این بود که کل شهرستان مبارکه را به سه قسمت تقسیم کرده بودم و برای هر قسمت دو روز مشخص کردم.برای قسمت اول روزهای شنبه و سه شنبه،قسمت دوم روزهای یک شنبه و چهارشنبه و قسمت سوم روزهای دوشنبه و پنج شنبه و این برنامه را در تابلو نصب کرده بودم.در ذیل این اطلاعیه درج کرده بودم در صورتیکه کنتور شخصی طی سه روز نصب نشد جهت پیگیری به من مراجعه فرماید.وقتی شخصی فیش واریز هزینه را ارائه میکرد از او میپرسیدم چه روزی از آن دو روز مربوطه را میتواند بین ساعات خاصی در منزل منتظر مامورین نصب کنتور باشد و هر روزی که تعیین میگردید روی فیش می نوشتم.شش زونکن مربوط به شش روز تعیین کرده بودم.فرم مربوطه را در زونکن همان روز قرار میدادم.گفته بودم هر روز صبح پیمانکار نصب کنتور فرمهای داخل زونکن مربوط به همان روز را پیگیری کند و آخر وقت گزارش آن را به من بدهد.البته طی یک فرایند پیچیده کار از کارگران قبلی گرفته و به یک پیمانکار باانگیزه تحویل داده شده بود.خلاصه بعد از دو سه ماه انتظار مدیر برآورده شد و میانگین سی روز به سه روز تبدیل شد.البته نه به همین سادگی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر بدهید